ضياء الدين جرجانى
65
رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )
زيرا كه ما را از آن منع كرده است و نهى كرده . و هر كه حكيم و دانا بود چون كسى را از كردن چيزى بازدارد ، ناچار كاره آن چيز بود . فصل بدان كه خداى تعالى مريد ذات نيست ، چنان كه بخاريان گويند ، « 1 » كه اين صفت نقص باشد و خداى تعالى از بهر آن به هر چيز عالم و داناست كه عالم ذات است . اگر مريد ذات بودى ناچار هر چيز را مريد و خواستار بودى . پس لازم آيد كه كفر و زنا و ظلم و دزدى و خون ناحق ريختن و پيغمبر و امام كشتن و خداى را دشنام دادن و جز از اين به خواست خداى تعالى بود . و آن كه اين گويد ، از حق دور باشد . و معلوم است كه اندر ميان ما فرقى نباشد ميان آن چيزى از اين چيزها كند و ميان آن كه خواهد ، در آنكه هر دو مستحق ملامت و مذمت باشند و هر دو زشت كار باشند . يا آنكه از بهر منفعتى يا از بهر دفع مضرت خواهد . چون منفعت و مضرت بر خداى تعالى محال است ، خواستن چيزى از اين چيزها از وى زشتتر باشد و فاحشتر بود ؛ « تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا » . « 2 » اگر گويند خواستن زشت از بنده زشت باشد و از خداى تعالى زشت نباشد ، جواب آن است كه پس لازم آيد تا دروغ گفتن و وعدهء خلاف كردن و ديگر زشتى از بنده زشت باشد و از خداى تعالى نباشد . و چون چنين باشد دروغ گفتن خداى تعالى ، مثل راست گفتنش باشد ، و ايمن نباشد كه قرآن و كتابهاى خداى تعالى جمله دروغ باشد ، و از خداى تعالى نيكو نباشد . و اگر گويند كه گفتن دروغ از خداى تعالى نيز زشت است ، پس ناچار ببايد گفتن كه خواستن زشت چنان كه از بنده زشت باشد ، از خداى تعالى نيز زشت باشد . و چنان كه دروغ نگويد ، مريد و خواستار نباشد . و ديگر ، خداى را در آنكه مريد قبيح بود ، فايده نباشد . اگر فايده بودى ، نشايد كه با خداى تعالى گردد ، كه فايده بر وى محال است و محال است كه يابنده گردد ، زيرا كه بنده
--> ( 1 ) . پيروان محمد بن اسماعيل مشهور به امام بخارى از پيشوايان اهل سنت و صاحب يكى از كتب صحاح سته است . ( دهخدا ) ( 2 ) . عبارت « عُلُوًّا كَبِيراً » از آيات الهى است ( سورهء اسراء / 4 ) . م